تبليغاتX
شهباز محسنی

شهباز محسنی

علمی - فرهنگی

تحصیلات:

لیسانس زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه علامه طباطبایی ۱۳۷۱

فوق لیسانس ادیان و عرفان از دانشگاه آزاد اسلامی- واحد تهران مرکز ۱۳۷۵

فوق لیسانس زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه علامه طباطبایی ۱۳۸۰

دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه فردوسی مشهد ۱۳۸۶

فرصت مطالعاتی یکساله در دانشگاه دمشق سال ۸۵-۱۳۸۴

سوابق تدریس:

دبیرستانهای سقز و تهران (مناطق ۵ و ۱۷)، دانشگاه پیام نور سقز و بوکان، دانشگاه آزاد سقز ومهاباد و دانشگاه فردوسی مشهد و نیز دانشگاه شهر حمص در سوریه

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 12:22  توسط شهباز محسنی  | 

سفر به سلیمانیه

 

 

 

   به دعوت دبیرخانه کنگره جهانی بزرگداشت مولانا خالد نقشبندی از تاریخ ششم تا دوازدهم اردیبهشت امسال(1388) سفری به سلیمانیه در کردستان عراق کردم. کنگره از دوشنبه تا چهارشنبه به مدت سه روز برپا بود. بار اول بود که به این منطقه سفر می کردم لذا برایم هم فال بود و هم تماشا؛ هم حضور در کنگره مولانا خالد برایم پرجاذبه بود و هم دیدن شهرها و مناطقی که از دیرباز با نامهایشان و بعضی آدمهایشان آشنا بودم ودر باره شان بسیار چیزها شنیده و خوانده بودم. اصولا به سفر زیاد علاقه دارم و معتقدم که سفر چیزهای آموختنی زیاد دارد. از سویی هم خالد شهرزوری مشهور به مولانا خالد از دغدغه­های ذهنم بود. از دوران دبیرستان با نام و شخصیتش آشنا بودم و در اوایل دانشجویی ام بود که با خواندن کتاب زیبای  مولانا خالد نقشبندی و پیروان طریقت او اثر خانم دکتر مهیندخت معتمدی – که در واقع رساله دکتریشان بود بااحوال و آثار وی بیشتر آشنا شدم و نیز با خواندن کتاب  یادی مه ردان  تألیف علامه فقید ملاعبدالکریم مدرس. چند سال قبل هم برای  دانشنامه جهان اسلام که زیر نظر بنیاد دایرة المعارف اسلامی در تهران منتشر می شود سفارش نوشتن مقاله خالد نقشبندی را داشتم که طی چند ماه وقت گذاشتن بر روی آن،  بیشتر در این موضوع غور کرده بودم.  به هر حال برای پیوستن به گروهی  که جمعی از فضلا و نویسندگان و ادبای کردستان ایران بودند و قرار بود که همراهشان باشم  طبق قرار به مریوان رفتم. به اتفاق به مرز باشماخ در نزدیکی مریوان  رفتیم. در نقطه صفر مرزی، پایگاههایی از دو کشور ایران و عراق ساخته بودند. تشریفات خسته کننده مربوط به مهر زدن پاسپورت هایمان و عبور از مرز، دو سه ساعت طول کشید. از جمله دوستانی که آمده بودند آقایان دکتر احمد پارسا، دکتر محمدخالد غفاری، محمدرؤوف توکلی، محمد علی سلطانی ، عبدالحمید حیرت سجادی، دکتر احمد نعمتی، عبدالعزیز سلیمی، سعید نجاری، رحیم لقمانی، مصطفی ایلخانی زاده، ابراهیم مردوخی، ناصر علیار و خانم سهیلا محمدی بودند.  در مرز اتوبوس های زیادی از ایران که حامل زایران عتبات عالیات بودند دیده می شد که پیشتر از مرز خسروی به عراق می رفتند اما مدتی بود که این رفت و آمدها از طریق مریوان انجام می گرفت.                                             

 

   از طرف دانشگاه سلیمانیه مینی بوسی برای انتقالمان از مرز به سلیمانیه فرستاده بودند. در بین راه، مناظر دلربا و بسیار جذاب دشت شهرزور( شاره زور) چشمهایمان را می نواخت و روحمان را سرشار از آن همه زیباییهای خداداد طبیعت می کرد؛ بخصوص که ماه اردیبهشت بود و زمان گل و جلوه گری هایش. شاید اغراق نباشد که بگویم شهرزور خلاصه همه زیباییهای عالم است. یکی دو نفر از همراهان که شناخت بیشتری داشتند و سفرهای متعددی به آن دیار کرده بودند می گفتند که از لحاظ کشاورزی، خاک منطقه شهرزور آنقدر حاصلخیز و با برکت است که به تنهایی می تواند گندم مورد نیاز همه کشورهای عربی را تأمین کند؛ البته به شرط آنکه کشاورزی شان را سر و سامانی بدهند و علمی و مکانیزه کنند. شاید در این حرف، کمی اغراق نهفته باشد ولی حاکی از واقعیتی است که به چشم دیده می شد. ظهر به هتل دیلان در سلیمانیه رسیدیم. بر سر راه جاهایی مانند پنجوین و سیدصادق  را دیدیم. پس از مشخص شدن و گرفتن اتاقهایمان و کمی استراحت، ناهاررا  دررستوران که در طبقه آخر هتل قرار داشت صرف کردیم. از رستوران چشم انداز زیبایی پیدا بود که می شد همه سلیمانیه را تماشا کنیم. بعد با بعضی از دوستان به داخل شهر سلیمانیه رفتیم. گفتنی است غذاهایی که در هتل پخت  و داده می شد بیشتر غذاهای عربی بود به طوری که حس می کردم که در رستورانهای دمشق یا بیروت هستم. از این جهت کردهای عراق به عرب ها رفته اند.  به نمایشگاهی که برای عرضه کتاب ترتیب داده شده در کتابخانه عمومی شهر رفتیم و نگاهی به کتابها انداختیم. کتابهایی با موضوعات شعر، داستان، تاریخ و سیاست. بسیاری از کتابها هم ترجمه بودند بویژه ترجمه از فارسی به کردی. تیراژ اغلب کتابها در کردستان پانصد یا هفتصد جلد است.  به چند پارک رفتیم که به شکل زیبایی آراسته و مهیا کرده بودند تا افراد بتوانند در آنجا استراحت بکنند. مجسمه هایی از شخصیت های سیاسی و ادبی  کردستان ساخته بودند تا نشان داده شود که این فرهنگ مردم این ناحیه، ریشه در تاریخ دارد و دارای هویت اند. سری به بازار سلیمانیه زدیم که مسجد معروف کاک احمد سلیمانیه  در آنجا قرار دارد. آرامگاه کاک احمد هم که از بزرگان و مشاهیر آن دیار و مورد اعتقاد مردم است، همانجاست.  بازار سلیمانیه پر از اجناس وارداتی است از هر جنس و اغلب چینی. مواد مصرفی و خوراکی شان از پنیر گرفته تا بستنی و نوشابه ها همه ایران به آنجا می رفت. در این زمینه خودشان فعالیت چشم گیری ندارند و این به رغم امکانات و موقعیت خوبی است که داشته و دارند. ساختمانهای بلندی هم در اینجا و آنجای شهر برپا شده است که بعید نیست با ازدیاد آنها تا چند صباحی دیگر ریخت این شهر را به لحاظ معماری غربی سازد.                                                           

   کنگره در روز دوم اقامتمان در سلیمانه شروع به کار کرد. محل برپایی کنگره جهانی مولانا خالد، تالار زیبای «ته وار» بود؛ به معنای عقاب ماده. سالنی بزرگ و مدرن. در ورودی سالن ته وار، نمایشگاهی از کتب و آثار خطی برپا کرده بودند از جمله برخی نسخه های خطی مربوط به مولانا خالد وشاگردان مکتب وی. نمایشگاه به همت استاد محمد علی قره داغی برپا شده بود. افراد زیادی از هر دسته و گروه آنجا بودند؛ از گرایشهای مختلف  فکری و فرهنگی؛ از سنت گراها گرفته تا پست مدرن ها. براستی مولانا خالد وسیله ای بود برای تجمیع آن همه سلیقه و برای در کنارِ هم نشاندن آن همه تفاوتها و نسل های جورواجور. همه آمده بودند. استادانی را دیدیم که برایم جالب بود مانند محمد حمه باقی، محمد علی قره داغی، دکتر عزالدین مصطفی رسول، شیرکو بیکس، لطیف هلمت و دیگران. خیلیها  دوربین دیجیتالی در دست داشتند و مرتب فلاش دوربینها برق می زد. افراد سرشناسی هم از اروپا آمده بودند  که با آنان آشنا شدیم از جمله دکتر مارتین وانسن مؤلف کتاب  جامعه شناسی مردم کرد؛ دولت، شیخ ، آغا که مترجم نامی کشورمان، دکتر ابراهیم یونسی به فارسی برگردانده و منتشر کرده است.  مارتین وانسن می گفت  که چهارسال از سال 50 تا 1354 در مهاباد زندگی کرده است و وقتی برایش گفتم که اکنون مهاباد دارای چند دانشگاه و پانزده شانزده هزار دانشجوست شگفت زده شد.  گاهی همین حاشیه های کنگره ها به خاطر تازه کردن دیدار با دوستان و یافتن دوستان جدید از خود کنگره جالبتر و مهم تر است.  هیرو خان، همسر جلال طالبانی ، رییس جمهور عراق هم در جلسه افتتاحیه شرکت داشت. مراسم خوب و مرتب و باشکوه شروع شد. جلسه اول طبیعتا و مانند هر کنگره دیگری جنبه تشریفاتی و سمبلیک داشت. قراءت پیام مام جلال، رییس جمهور ونیز پیام بعضی شخصیت های سیاسی و وزراء و بنگاه های عمده فرهنگی و احزاب و حتی بعضی عشایر و طوایف ونیز پیام بعضی مؤسسات فرهنگی  بین المللی. اجرای موسیقی که طی آن اشعاری از مولانا خالد  خوانده می شد جزو برنامه افتتاحیه بود. ارائه مقالات و سخنرانیهای علمی شرکت کنندگان در نوبت بعدی یعنی عصر شروع شد. بعضی از شخصیتهای معروف مانند پطرس أبومنّه – که تحقیقات مفصلی راجع به مولانا خالد منتشر کرده یا حامد الگار شخصیت معروف و بارز دانشگاهی در آمریکا – که مقاله عالمانه اش را پیشتر به زبان انگلیسی در باره مولانا خالد در ایرانیکا خوانده بودم - با آنکه مقاله فرستاده بودند اما به هردلیل نتوانسته بودند که خود را به کنگره برسانند. مقالات از کشورهای هند، لبنان، ترکیه، عراق، ایران، روسیه، هلند، دانمارک و آمریکا آمده بود. براستی سطح بعضی از مقالات پایین بود. حرفهای تکراری زیاد زده  می شد. حتی گاه بعضی از نویسندگان مقالات، اطلاعات مخدوش و نادرستی در باره مولانا خالد و افکار و عقاید و ارتباطات وی می دادند که برایم بسیار مایه تعجب و تأسف بود! چرا که کنگره، عنوان «بین المللی» را با خود یدک می کشید . جای سؤال بود که چرا باید در انتخاب و گزینش بعضی از مقالات تا این حد اهمال می شد. بی آنکه  از کسی نام ببرم در دوسه مورد از سخنرانیها و مقالات که از سوی افرادی بارز و صاحب نام ارائه شد، عنوان می شد که مولانا خالد شهرزوری پیرو مکتب فکری شیخ محیی الدین عربی در قرن هفتم هجری  بوده و در وحدت وجود از وی تأثیر گرفته است. در حالی که این مسأله صد درصد غلط و نادرست است. اتفاقا خالد شهرزوری از مخالفان پر و پا قرص محیی الدین عربی و وحدت وجود است و در جای جای آثارش و نیز آثار شاگرانش مخالفتهای وی با وحدت وجود و آثار محیی الدین گزارش شده است از جمله ملاحامد بیسارانی در کتاب ریاض المشتاقین ( که اخیرا به همت آقای ابوبکر سپهرالدین تصحیح و منتشر شده است) آورده است که مولانا خالد، شاگردانش را از خواندن آثار محیی الدین برحذر می داشت...  اشکال کار صاحبان این نوع مقالات این بود که تصور می کردند چون محیی الدین بسیار معروف است و سیطره ای در تاریخ تصوف ما دارد و اغلب تحت تأثیر او بوده اند کسانی چون خالد شهرزوری هم از آن جمله اند. مولانا خالد در این راستا تحت تأثیر مکتب شیخ احمد سرهندی است که از مخالفان و منتقدان جدی محیی الدین بوده است. پس از سخنرانیها، چند دقیقه را به نقد بحثها اختصاص داده بودند که کار خوبی بود. بعضی از مقالات بحث برانگیز و چالش خیز بود از جمله مقاله لطیف هلمت، شاعر معروف، که می خواست اثبات کند که مولانا خالد اصلا عارف نبوده چرا که در آثاروی، از شطحیات و شطح گویی های امثال حلاج و احمد غزالی  خبری نیست!  لطیف هلمت با تعریف و منطق من درآوردی خود تلاش بیهوده ای می کرد تا حاضران در جلسه را با مقاله بی سر وته و ناروشمند خود قانع کند و عجیب این بود که نقدها را برنمی تافت و  نمونه یک آدم سمج بود. کاش فقط شعر می گفت و وارد وادی تحقیق و پژوهش نمی شد چرا که اصلا به درد این کار نمی خورد. متأسفانه هنوز که هنوز است نقد و داوری درست در میان ما فرهنگ نشده است. پروفسور مارتین وانسن بحثش در باره اثرگذاری طریقت نقشبندیه در اندونزی بود و وضعیت امروزی آن. وی که برای تحقیقش  سفر هم کرده بود می گفت که در آنجا نقشبندیه به خالدیه معروف است که بحث بسیار خوبی بود. بعضی از سخنرانیها از جمله سخنرانی مارتین وانسن به انگلیسی بود که همزمان ، پاراگراف به پاراگراف به کردی ترجمه می شد.                                                                                                                                     

   در روز سوم و پایان برنامه، به ارائه دهندگان مقالات، یکدستگاه لب تاپ هدیه دادند. روز پنج شنبه از سوی خانواده شیخ عثمان سراج الدین، میهمانان خارجی به اورامان  و بیاره و طویله دعوت شدند. دیدار این منطقه و زیارت بیاره و طویله و حلبچه برایمان بسیار جذاب بود و نیز زیارت آرامگاه مشایخ بزرگ اورامان مانند شیخ عثمان سراج الدین اول (شاگرد و خلیفه برجسته مولانا خالد)، شیخ علاء الدین، شیخ عمر و شیخ نجم الدین.  از سوی خانواده شیخ عثمان، بویژه شیخ عبدالملک و شیخ صلاح پذیرایی مفصلی از مهمانان شد و در خانقاه بیاره مراسم شعرخوانی ومناجات برپا شد. بیاره از مراکز عمده  فرهنگی و علمی در گذشته بوده است و بسیاری از علما و دانشمندان کردستان در دو قرن اخیر فارغ التحصیل حوزه علمیه این ناحیه بوده اند.                                          

 

 عصر در راه بازگشت دیداری از حلبچه داشتیم و به محلی رفتیم که بنای  یادبود عظیمی برای پنج هزار شهید فاجعه بمباران شیمیایی برپا کرده بودند. شب به سلیمانیه برگشتیم و فردای آن شب، با بعضی از دوستان به طرف مرز برگشتیم چرا که باید خود را به کلاس و درس که یک هفته ای بود از دستش فرار کرده بودیم می رساندیم.           

و اما مولانا خالد؛                                                                                                                        

 

مولانا خالد را خارج از مرزهای کردستان بویژه در هند و شرق آسیا وترکیه و جهان عرب می شناسند. حتی در سوریه او را بیش از ما می شناسند. وی از علمای برجسته دو قرن پیش است که در 1190 هجری قمری متولد شد و پس از پنجاه سالی عمر در دمشق رحلت کرد. وی  کسی است که مکتب نقشبندیه را از هند به کردستان آورد و ماجرای دلدادگی و شیفتگی و عطش وی به دانستن و سلوک و تکامل، او را با پای پیاده به سفر دور و دراز هندوستان کشاند که نقطه عطفی است در تاریخ فرهنگ وجریانهای دینی خاورمیانه. تا اینکه درهندوستان، قطب و مرشد اعظم آن وقت، شیخ عبدالله دهلوی را دید و پس از چند ماه تتلمذ و سلوک نزد وی از محضر اجازه ارشاد گرفت.  این تجربه ها علاوه بر تجربه های فراوان دیگری بود که پیشتر وی در کردستان اندوخته بود و محضر علمای بزرگی را درک کرده بود.این بار مولانا با کوله باری از تجربه های جدید و با نیروی علمی و ذوقی و شهودی فراوان به کردستان باز گشت. اما طرح بزرگ او که همه جنبه های جامعه آن زمان حتی مسائل سیاسی را هم در بر می گرفت با چالش بزرگی از سوی خلافت عثمانی و میرنشین بابان و بسیاری از علمای منطقه بویژه صوفیه قادریه روبه رو می شود و عده ای با چشم تردید و سوء ظن به فعالیت های او نظر می کنند تا اینکه پس از کشاکش های فراوان مجبور می شود که سلیمانیه، مرکز حکومت بابان را ترک و به دمشق در شام هجرت کند و در آنجا پس از استقبال بسیار خوبی که از وی می شود رحل اقامت می افکند. اما به رغم بدخواهان، تبعید ناخواسته او به دمشق، امکان ارتباطش را با دنیای اسلام بیش از پیش کرد و از اطراف و اکناف عالم اسلام از حجاز گرفته با فلسطین و بوسنی و ... که همه در قلمرو حکومت عثمانی بود به نزدش شتافتند و طریقت وی به طرز عجیبی به سرعت در همه جا منتشر شد و با استفبال فراوان علما روبه رو گردید.  در مسجد جامع اموی هم به تدریس علم حدیث  پرداخت و برای علمای عرب زبان آنجا مایه شگفتی بوده که این مولانا خالد که گاه با لباس و عمامه کردی بر سر منبر، حدیث درس می داده آنقدر مسلط به نظر می رسید که گویی خود  امام نووی است. در مسجدی هم در دامنه کوه قاسیون در دمشق امامت و تدریس را توامان می کرده که امروز این مسجد به جامع الکردان مشهور است و مردم آنجا در محل نشستن و تدریس مولانا، دو رکعت نماز برای تبرّک می گزارند. مولانا خالد در اثر مرض طاعون فوت می کند. مشهور است که این بیماری هرازگاهی در شام شیوع می یافت. مردم عقیده دارند که با ابتلای مولانا به این بیماری، در واقع این بیماری در آنجا ریشه کن شده است و این از کرامات او بوده. به قول عربها :            

 إن آثارنا تدلّ علینا             فانظروا بعدنا الی الآثار                                     

 

به هر حال مولانا آثار زیادی از خود به جا گذاشته از جمله دیوان شعر به زبانهای  کردی ، فارسی و عربی. شرحی بر مقامات حریری به زبان فارسی دارد و همچنین شرحی بر اطواق الذهب زمخشری. کتابهای دیگری هم در فقه و کلام و آداب عبادت دارد. اشعارش سلیس و زیبا و دلنشین است. جای پای اشعار سعدی، صائب و جامی را در آن می توان دید و معلوم است که فرد بسیار درس خوانده و پر مطالعه ای بوده است. در کنگره، آقای دکتر نادر کریمیان مقاله بسیار خوبی ارائه داده بود که طی آن نسخه های خطی زیادی را که از آثار مولانا خالد و نیز آثاری که در باره او نوشته اند و در کتابخانه های مختلف تهران ونیز بعضی کشورهای آسیای میانه مانند ازبکستان و تاجیکستان نگه داری می شود معرفی نمود که اینها همه حاکی از شهرت فراوان اوست. زمانی که در دمشق زندگی می کردم گاه که توفیق زیارت آرامگاه مولانا خالد دست می داد این جمله  که به سفارش خود وی بر سرقبرش نوشته شده بود( هذا قبر خالد الغریب) مرا ساعتها به فکر فرو می برد و هنوز هم... .                         

   در چشم من مولانا خالد قدیس و شخصیت بسیار بزرگ و دانشمند و شاعر والایی است که شخصیتش ابعادی زیادی دارد. قرار است که یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد، آقای ناصر آغابرا که خود اهل شعر و ذوق هستند  به عنوان پایان نامه اشعار مولانا خالد را از نظر بلاغت بررسی و تحلیل کند که امیدوارم کار خوبی  از آب دربیاید و گامی باشد در شناخت بیشتر شعر و ذوق مولانا خالد. گفتنی است دبیرخانه کنگره مولانا خالد، دیوان شعر وی و مجموعه ای کتاب که شامل بعضی از آثار ایشان ونیز دیگر دانشمندان در باره جریان نقشبندیه و مسایل مربوط به مولانا بود- مجموعا چهارده جلد - منتشر کرده بود که به مدعوین هدیه دادند که هدیه گرانبهایی است.                                                                                       

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 12:12  توسط شهباز محسنی  | 

در این بخش عنوان مقالاتی  که در مجلات یا سمینارها ارائه و منتشر شده معرفی می شود:

۱-  حلب فی النصوص الفارسیه عند الجغرافیین و الشعراء و الرحاله . این مقاله در مجله التراث العربی مربوط به  اتحاد کتاب العرب (کانون نویسندگان عرب) در دمشق به مناسبت اعلام شهر حلب سوریه به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام توسط يونسكو در ۲۰۰۷ منتشر شده است.  التراث العربی شماره ۱۰۳- ۲۰۰۷ میلادی

۲- بعض المترادفات الفارسیه فی لسان العرب لابن منظور- مجله التراث العربی- دمشق- مجله پژوهشی التراث العربی. زیر چاپ

۳- سفنجقانیه واژه ای فارسی در لسان العرب ابن منظور و بررسی فوائد تاریخی و زبانشناختی آن- مجله علمی پژوهشی دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد شماره ۱۵۹. با همکاری دکتر محمد جعفر یاحقی.

۴- نسخه ای خطی از احیاء علوم الدین غرالی کتابت شده در کردستان.  چاپ شده در مجله علمی ترویجی زبان و ادب . دانشگاه علامه طباطبایی تهران. شماره ۱۳ سال ۱۳۷۹.

۵- شهودهای عرفانی به عنوان سرچشمه معرفت نوشته نلسون پایک فیلسوف معاصر آمریکایی (ترجمه از زبان انگلیسی). فصلنامه نقد و نظر شماره ۱۲۴. قم.

۶- ابوالحسن جوزجانی محدث و عارف خراسانی. دانشنامه جهان اسلام. مجلد دهم

۷- فرمالیسم و سابقه آن در بلاغت اسلامی. همایش سراسری نمود نظریه های ادبی مدرن در نقد ادبی. دانشگاه آزاد اسلامی مهاباد. آذر۱۳۸۲.

۸- جاف ( ایل). دانشنامه جهان اسلام مجلد نهم.

۹- رساله منهاج السالکین نجم الدین کبری . کنگره  جهانی بزرگداشت شیخ نجم الدین کبری در ترکمنستان( عشق آباد ). خرداد ۱۳۸۰.

۱۰-  مرگ ازنگاه مولوی ( به زبان انگلیسی). کنگره جهانی مولانا در دانشگاه حران اورفه ترکیه. اکتبر۲۰۰۷

۱۱- استقبال الادب الفارسی المعاصر فی الوطن العربی. سخنراني در سوریه. دانشگاه دمشق. آبان ۱۳۸۵

۱۲-   خالد نقشبندی ( مقاله ای پژوهشی در معرفی مقام علمی. دینی و ادبی مولانا خالد شهرزوری مشهور به نقشبندی).  دانشنامه جهان اسلام درتهران. زیر چاپ

۱۳- بررسی ریشه شناسانه چند واژه در دیوان حکیم رودکی سمرقندی. کنگزه بین المللی رودکی، تهران:دی ماه ۱۳۸۷

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 16:7  توسط شهباز محسنی  | 

 گزارشی از جلسه دفاعیه

 

در روز 12اردیبهشت 1386 شهباز محسنی دانشجوی دوره دکتری زبان وادبیات فارسی از پایان نامه اش  با عنوان « نقد جلوه های فرهنگ، زبان وتمدّن ایرانی در لسان العرب ابن منظور » با موفقیت دفاع کرد.

جلسه  در ساعت 9 صبح در تالار استاد احمد رجایی بخارایی تشکیل شد و تا ساعت 5/12 ادامه یافت.

استاد راهنمای این پایان نامه دکتر محمد جعفر یاحقّی و مشاوران دکتر عبدالله رادمرد و دکتر انزابی نژاد بودند. و داوران آن دکتر محمد فاضلی از گروه زبان وادبیات عرب  دانشگاه فردوسی و دکتر علی اشرف صادقی از گروه زبانشناسی دانشگاه تهران و عضو برجسته فرهنگستان زبان فارسی بودند. همچنین دکتر ناصر حسین علی ، استاد زبان و ادبیات عرب در دانشگاه دمشق، به عنوان استاد داور خارجی در این جلسه حضور داشتند.

از امتیازات این جلسه- بنا به اقتضای بین رشته ای بودن موضوع پایان نامه- حضور تعداد فراوانی از استادان از چهار گروه ادبیات فارسی، زبان و ادبیات عرب ، زبانشناسی و تاریخ بود. همچنین دانشجویان زیادی نیز از رشته های مختلف حضور داشتند.

 جلسه در آغاز با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید توسط دکتر محمد علوی مقدّم متبرّک شد. آنگاه  آقای دکتر یاحقّی، استاد راهنمای پایان نامه، در مقدّمه ای با معرّفی موضوع پایان نامه و اهمیت و چراییِ طرح آن  پرداختند. آنگاه از شهباز محسنی ، مدافع پایان نامه، دعوت کرد که به ایراد خطابه خود بپردازد. شهباز محسنی در آغاز به روش تحقیق و سوالات و فرضیات تحقیق پرداخت. پس از معرفی ابن منظور و اهمیت لسان العرب ( که از معتبرترین و بزرگترین لغت نامه های عربی تدوین گشته در قرن هفتم هجری است) با برشمردن نمونه هایی از کار و معرفی آنها با استفاده از power-poin به نتایج تحقیقش پرداخت.  در این تحقیق نزدیک به هشتصد واژه معرّب فارسی و بیش از یکصد معادل فارسی و دهها اشاره و تلمیح به مسائل مختلف تاریخی و فرهنگی و صدها نمونه اَعلام اشخاص و مکانها بررسی و تحقیق شده است. اهمیت این امر بیشتر از آن جهت است که بیش از 86% از واژه هایی که از فارسی به عربی راه یافته است مربوط به حوزه تمدّن بوده است از جمله پزشکی، ابزار آلات، اصطلاحات دیوانی و جزآن . و این نشاندهنده نفوذ و سیطره علمیِ فرهنگ ایرانی پس از اسلام در ساختار نوین جامعه عربی بوده است.

پس از آن به دعوت استاد راهنما، استادان مشاوردیدگاه های خود را در ارزیابی کار مطرح ساختند. آنگاه نوبت به استادان داور رسید که با دعوت دکتر یاحقی، ابتدا دکتر ناصر حسین علی نظراتش را در باره پایان نامه و اهمیت روابط بین دو زبان فارسی و عربی و اعتبار و تأثیرفرهنگ و زبان فارسی بر عربی ابراز داشت. گفتنی است دکتر ناصر حسین علی که اکنون استاد دانشگاه دمشق است تدریس در دانشگاه های الجزایر به مدت سه سال و لیبی به مدت پنج سال  و تألیف 9 اثر تحقیقی در زمینه نحو را در کارنامه علمی خود دارد. و در این سفر یک دوره از آثار خود را هم به کتابخانه قطب علمی دانشکده اهدا کرد.

آنگاه دکتر محمد فاضلی به ابراز نظر خود پرداخت. اهمیت داوری دکتر فاضلی از آن رو بود که بخشی از منابع مورد استفاده و استناد ابن منظور را نقد نمود و بعضی از داوریهای ابن مولف لسان العرب را در حوزه لغت نقد پذیر دانست. دکتر علی اشرف صادقی، زبانشناس برجسته کشور، نیز در داوری خود ضمن تقدیر از استقرای خوبی که در استفاده از منابع فراوان عربی شده است به بعضی از ضعف های کار از جمله استفاده از دو منبع ضعیف فارسی و عربی و نیزکم استفاده کردن از منابع فرنگی  اشاره کرد.

جلسه  برای مدت پانزده دقیقه تعطیل شد و در نهایت پس از شور، پایان نامه مزبور با نمره عالی 75/ 19 به تصویب رسید.

گفتنی است که شهباز محسنی برای کار در زمینه پایان نامه و استفاده از آخرین تحقیقات و منابع موجود مرتبط در کشورهای عربی، اولین دانشجوی اعزامی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی بود که به مدت ده ماه به کشور سوریه سفر کرد و حاصل این تلاش نیز استفاده از صدها منبع  عربی و بعضا نادر بود.( به نقل از خبرنامه دانشگاه فردوسي مشهد)

گفتنی است که پایان نامه مزبور در دوازدهمین جشنواره انتخاب و معرفی پایان نامه های برتر سال کشور به عنوان یکی از پایان نامه های برتر کشور در حوزه علوم انسانی و اجتماعی انتخاب شد و در مراسمی که از سوی وزارت علوم تحقیقات و فناوری و سازمان جهاد دانشگاهی در ۲۸/خرداد۱۳۸۷ در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد مورد تقدیر قرار گرفت. خدای بزرگ را برای این توفیق سپاسگزارم و نیز از استاد راهنمایم  جناب دکتر محمد جعفر یاحقی که با سخت گیری ها و مشکل پسندی هایشان سبب سامان گرفتن هرچه بهتر این تحقیق شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 20:39  توسط شهباز محسنی  | 

 

  •    کتاب خواندن و نوشتن به زبان کُردی( رینووسی کوردی)   تالیف روانشاد عطا الله برفی برای بار دوم منتشر شد.  این کتاب یکی از بهترین مطالعاتی است که بر اساس اصول دانش زبانشناسی  در زمینه آموزش کردی نوشته شده است.  عطا برفی از نویسندگان اهل سقز بود که منشا خدمات فرهنگی و اجتماعی زیادی بود. ایشان در اول مرداد۱۳۸۰ و در چهل سالگی به رحمت ایزدی پیوستند.  ناشر  کتاب نشر احسان  در تهران است . کتاب برای بار اول در سال هفتاد و هشت چاپ شده شده بود و از همان آغاز نایاب شده بود. چاپ حاضر در تيراژ سه هزار جلد است. حجم كتاب ۱۳۰ صفحه است. بخشي از كتاب به زبان كردي و بخش ديگر به فارسي است. از ایشان اشعار و مقالاتی در حوزه نقد ادبی نیز در منتشر شده است.
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 13:58  توسط شهباز محسنی  | 

گزارشى از سمپوزيوم بين المللى  بررسى انديشه هاى  مولوى در تركيه

(شهر شانلى اورفه- دانشگاه حران)

26 تا28 اكتبر

 

   اين همايش به همت دانشكده الهيات دانشگاه حــــرّان تركيه  برگزار شد. راقم اين سطور مقاله­اى به زبان انگليسى با عنوان ( مرگ از نگاه مولوىDeath from Mowlawi,s poin of view ) در اين همايش ارائه كردم .

 

گزارش مختصر همايش

  

   از آنجا كه سال 2007 ميلادى از سوى يونسكو به عنوان سال مولانا اعلام شده بود در بسيارى از كشورها شاهد برگزارى همايش هايى ريز و درشت در بزرگداشت مقام علمى و دينى و ادبى اين بزرگمرد عرصه عرفان اسلامى بوديم. از أمريكا گرفته تا اروپا و آسيا و ازجمله ايران و تركيه. تركيه كه مــــدفن و محل زندگى اوبوده سمينارهاى متعددى از جمله در قونيه، استانبول و اورفه برگزار كرد. مقالاتى كه در همايش اورفه بود 110 مقاله بود. زبان ارائه مقاله، تركى، انگليسى و عربى بود كه اغلب به تركى خوانده مى شد. مراسم هم زمان در سه سالن برپا بود و هركس مطابق ميل خود در پاى صحبت سخنران مورد علاقه خود حاضر مى شد. در دو نوبت صبح و ظهر. صبح روز اول طبق معمول به افتتاحيه گذشت كه رئيس سمپوزيوم پروفسور دكتر عبدالرحمن ايلمالى آغازگر آن بود. بعد به نوبت رئيس دانشكده رسيد .پروفسور دكتر ابراهيم دوزين كه فارسى را هم به خوبى تكلم مى كرد و زمانى شاگرد دكتر زرين كوب در دانشگاه تهران بود. انسان نازنين و باصفايي بود. معاون دانشگاه،  شهردار اورفا و چند نفر ديگر.

مقالات از كشورهاى تركيه دانشگاه هاى آنكارا، ارزروم، قونيه، دياربكر، اورفا و از سوريه دانشگاه هاى حلب و حمص و از ايران (پنج مقاله از خراسان: سازمان ميراث فرهنگى، دانشگاه تهران و...) بود كه البته از ايران عملا جز من كسى نيامده بود. علت آن شايد درگيرى هايي بود كه در ايام برپايي همايش در استان حكارى تركيه بين ارتش تركيه و نيروهاى معارض كرد وجود داشت.

   مولانا در چشم تركها حرمت يك پيامبر يا دست كم قديس بزرگى را دارد. همه جا و همه از او با عنوان حضرت مولانا ياد مى كردند.

  مراسم بسيار مرتب و منظم برپا شد. همه چيز مطابق برنامه پيش مى رفت. در كنار سخنرانيها بازديدهايى براى ما مهمانان گذاشته شده بود كه خيلى جالب بود از جمله بازديد از شهر باستانى حـــرّان و دانشگاه حران كه آثار آن هنوز وجود داشت. و زمانى دانشگاه بسيار معتبرى در دنيا بود. حرّان از نقاط دانشمندخيز   بوده است و جايگاه مهمي در تاريخ تمدن بشري دارد. 

   مقالاتى كه سخنرانان ارائه مى دادند اغلب حول محور انديشه هاى دينى مولوى و جهان بينى وى بود. علت اين امر هم واضح بود چرا كه بانى سمپوزيوم دانشكده الهيات بود. جالب بود كه غالب شركت كنندگان از دانشكده هاى الهيات دانشگاه هاى تركيه بودند در حالى كه در ايران مولوى  بيشتر در دانشكده هاى ادبيات  مورد توجه است نه الهيات. مگر نه اين است كه مثنوى همه اش تفسير معارف اسلامى است؟ جالب است كه اين نكته بررسى شود كه علت اين امر و تفاوت اين دو نگاه در ايران و تركيه در چيست؟

  يك شب كه رئيس دانشگاه حران كه خود فيزيك خوانده بود ما را به ضيافت شام دعوت كرده بود تعدادى از صوفيان مولويه هم برايمان مراسم سماع مولويه را كه دو ساعتى طول كشيد اجرا كردند.

   گفتنى است كه اورفه را زادگاه حضرت ابراهيم(ع) مى دانند و در اين شهراز آثارى از جمله محل تولد و محل به آتش افكندن آن پيامبر بازديد كرديم.

   مرا در اين سفر دوست گرامى ام مهندس ماجــــد امـــام همراهى می کرد. ایشان مطالعاتی در معماری دارند و برای دیدن معماری های قدیمی آنجا آمده بود. از آنجا هم رهسپار سوریه شدیم. از ترکیه تا سوریه را همراه با استادان سوری مدعو در کنگره بودیم. در اتوبوسي که متعلق به دانشگاه حلب بود  سه چهار ساعت را با دوستان عربمان گپ زدیم که خیلی مفید بود. بر سرراه رود بزرگ و عریض فرات را دیدیم و کلی حظ کردیم به یاد شعری ملمع از سعدی افتادم که می گوید ( سل المصانع رکباْ تهیم فی الفلوات - تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی؟!). غروب یکی دو ساعت در شهر مرزی (غازی عنتب) توقف کردیم. در یکی از مساجد زیبای عهد عثمانی نماز مغرب و عشاء را گزاردیم و به سمت حدود سوریه حرکت کردیم.  دوستم آقا ماجد از بناهای تاریخی زیبای شهر حلب  مانند قبر زکریای نبی(ع) و قلعه تاریخی حمدانیان که بسیار باشکوه است عکس گرفت. بعد از حلب به  دمشق  رفتیم. دمشق که به شهر پیامبران موسوم است جاهای دیدنی اش زیاد است. افسوس که وقتمان کم بود. زیرا سه روز بعد می بایست در جلسه دفاعیه پایان نامه یکی از دانشجویان به عنوان استاد داور در ایران حضور می یافتم. در دمشق از جاهایی چون مسجد جامع اموی . مقام راس الحسین (ع). قبر یحیای نبی(ع). صلاح الدین ایوبی . مولانا خالد نقشبندي. بازار تاریخی حمیدیه و چند جای تاریخی دیگر بازدید کردیم. از آنجا هم بلیت هواپیمای کاسپین را برای بازگشت با زحمت جور کردیم و از دمشق به هوا پریدیم و بعد از دو ساعت در فرودگاه همدان برزمین نشستیم.   

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 1:44  توسط شهباز محسنی  | 

کتابهای  منتشر شده  از شهباز محسنی:

۱- ترجمه کتاب حضور قلب در نماز  اثر ابوحامد محمد غزالی از عربی به فارسی - تهران نشر احسان ۱۳۷۶(مشترک با زیبا نریمان).طبع دوم کتاب در راه است.

 کتاب حاوی دیدگاههای مهمی است از غزالی در راستای تعمیق بخشیدن به روح نماز و یاری رساندن به نمازگزار برای بهتر ادا کردن این فریضه.

۲-فرمانروایی مکریان در کردستان اثر محمد جمیل روژبیانی از کردی به فارسی- تهران نشر آنا .۱۳۸۰

فقید روژبیانی از اساتید تاریخ در دانشگاه بغداد بود و کتب و مقالاتی در  تاریخ کرد از خود به جا گذاشته است. وی شرفنامه بدلیسی را به عربی برگردانده است. کتاب فرمانروایی مکریان حاوی اطلاعات ذی قیمتی است در باره منطقه مکریان در کردستان ایران و بویژه امرای مکری. تمرکز بیشتر نویسنده روی دوران صفویه است.

۳- قصه های کردی اثر صالح رشدی از عربی به فارسی- تهران آنا- چاپ دوم ۱۳۸۵

اصل کتاب به عربی ( قصص و اساطیر من الادب الکردی ) است که در بیروت به چاپ رسیده است و حاوی پنج داستان زیباست با عنوان های ( اندرز فروش . عشق برترین نیرو است.جوانمردی. عقل و ثروت و مرد شجاع)

۴- وحشت در سقز اثر مصطفی تیمورزاده  - تهران - نشر شیرازه۱۳۸۰ ( ویرایش و اصلاح)

مصطفی تیمورزاده خاطرات خودش را در سال ۱۳۳۲ با عنوان وحشت سقز به چاپ رسانده بود. در چاپ قبلی اغلاط فراوانی وجود داشت و نایاب نیز شده بود. کتاب که از لحاظ تاریخ غرب کشور در دوران معاصر بسیار اهمیت دارد سخت احتیاج به ویرایش داشت. ویراستار و نیز کاوه بیات محقق تاریخ معاصر بر کتاب مقدمه نوشته اند.

۵- سلاطین اقلیم عشق اثر ابوالحسن ندوی ترجمه از عربی به فارسی- تهران نشر احسان ۱۳۷۸

کتاب حاوی مقالاتی است در تایید تصوف در چارچوب قرآن و سنت. و نیز بیان جنبه های مثبت تصوف از لحاظ اجتماعی و تاریخی که از جمله به بیان مکتب عبدالقادر گیلانی . جلال الدین محمد بلخی و دیگران پرداخته است.

۶- ادبیات از منظر اسلام اثر محمد رابع ندوی ترجمه از عربی به فارسی- تربت جام انتشارات شیخ الاسلام احمد جام- ۱۳۸۵

 نویسنده در کتاب حاضر به بیان دیدگاه های پیامبر و صحابه گرامی وی در باب شعر و ادبیات پرداخته است. اینکه ادبیات در اسلام چه جایگاهی داشته است. نویسنده روشن ساخته است که پیامبرخدا انسان شعر شناس و علاقمندی به ادب بود و حتی در سخنانش از فرم و قالب های ادبی متنوعی استفاده می کرد تا سخنش در دل مردم اثر کند.

۷- نماز پیامبر اثر ناصرالدین البانی. ترجمه از عربی به فارسی. (۱۳۸۷ نشر احسان). عنوان عربی کتاب ( صفه صلاه النبی) بوده است. با همکاری زیبا نریمان. ناصرالدین البانی از محدثان مشهور در جهان عرب است که تالیفاتش در حوزه دانش حدیث از وی  چهره ای ماندگار ساخته است. کتاب حاصل تلاش اوست در معرفی نماز آنگونه که رسول خدا(ص) می گزارده براساس احادیث متقن و صحیح. با مقدمه ای جدی و طرح مسایلی بنیادی.

۸-  مم و زین خانی. اثر دکتر سعید رمضان بوطی. ترجمه از زبان عربی به فارسی.(زیر چاپ). احمد خانی شاعر نام آور کرد چهار قرن پیش داستان تراژیک دو دلداده به نام های مم و زین را به زبان کردی کرمانجی به نظم کشید که بسیار مشهور است. داستان دارای مایه های عرفانی نیز می باشد. دکتر رمضان بوطی که خود کرد است و از استادان و نویسندگان بسیار معروف در جهان عرب می باشد و دارای بیش از شصت کتاب در حوزه معارف دینی است این کتاب را در سوریه به زبان عربی و به نثر بازتحریر کرده بود.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 16:8  توسط شهباز محسنی  |