- خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند
و دست منبسط نور روی شانه آنهاست.
- نه، وصل ممکن نیست
همیشه فاصله ای هست.
اگرچه منحنی آب بالش خوبی است
برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر
همیشه فاصله ای هست.
دچار باید بود
وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف
حرام خواهد شد
وعشق
سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست
وعشق
صدای فاصله هاست.
صدای فاصله هایی که
- غرق در ابهامند
- نه
صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند
و با شنیدن یک هیچ می شوند کدر .
همیشه عاشق تنهاست
و دست عاشق در دست ترد ثانیه هاست.
سهراب سپهری
مدیر کل دفتر حمایت و پشتیبانی وزارت علوم، با اعلام خبر تحصیل 4.1 میلیون دانشجو در کشور گفت: یک درصد دانشجویان کشور در مقطع دکتری تحصیل می کنند و تعداد دانشجویان در هر یک از گروههای علوم انسانی و مهندسی یک میلیون و 600 هزار نفر است.
سعید قدیمی در گفتوگو با مهر، با ارائه آماری به تعداد دانشجویان شاغل به تحصیل در برخی رشته های تحصیلی دانشگاههای دولتی اشاره کرد.
وی در این گفتوگو، ضمن اعلام تعداد دانشجویان رشته های زبان انگلیسی، چینی، همچنین دانشجویان رشته های علوم پایه، علوم انسانی، شیمی و ریاضی، از درصد حضور این دانشجویان میان جمعیت 4.1 میلیونی دانشجویی کشور خبر داد.
| نام رشته | جمعیت دانشجویی در دانشگاههای دولتی |
| زبان انگلیسی | 90 هزار دانشجو |
| زبان چینی | 30 دانشجو |
دبیر شورای عالی برنامه ریزی آموزش عالی وزارت علوم در بخش دیگر از سخنان خود به آن دسته از جمعیت دانشجویی اشاره کرد که در رشته های علوم پایه هم اکنون در حال تحصیل هستند.
قدیمی گفت: نزدیک به 200 هزار دانشجوی علوم پایه هم اکنون در دانشگاههای دولتی کشور در حال تحصیل هستند. از این تعداد 60 هزار دانشجو در رشته های شیمی و حدود 30 هزار دانشجو در رشته ریاضی تحصیل می کنند. همچنین همین تعداد در رشته زیست شناسی مشغول به تحصیل هستند.
این مقام مسئول در وزارت علوم با اعلام عدد دقیق جمعیت دانشجویی کشور، اظهار داشت: 4.1 میلیون دانشجو هم اکنون در کل آموزش عالی کشور تحصیل می کنند.
وی در ادامه عدد جمعیت دانشجویی کشور در برخی رشته ها را اعلام کرد و گفت: نزدیک به 50 درصد از دانشجویان هنر در مقطع کاردانی تحصیل می کنند در حالی که تعداد دانشجویان مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد این رشته بسیار اندک و سیاست وزارت علوم این است که رشته هنر را در دو بخش کیفی و کمی توسعه دهد.
| نام رشته | جمعیت دانشجویی |
| فنی مهندسی | 1.600.000 |
| علوم انسانی | 1.600.000 |
| هنر | کمتر از 200.000 |
جدول درصد دانشجویان در 4 مقطع تحصیلی
| ردیف | نام مقطع | درصد حضور دانشجو در مقطع تحصیلی |
| 1 | کاردانی | 24 |
| 2 | کارشناسی | 64 |
| 3 | کارشناسی ارشد | 12 |
| 4 | دکتری | نزدیک به 1 درصد |
به گفته قدیمی، 45 درصد از 64 درصد دانشجویان مقطع کارشناسی، دانشجوی رشته های مهندسی هستند و همین تعداد هم در علوم انسانی درس می خوانند. کمتر از 6 درصد در علوم پایه و کمتر از 6 درصد هم هنر می خوانند.
دارم من از فراقش در دیده صد علامت لیست دموعُ عینی هذا لنا العلامه؟
هرچند کآزمودم از وی نبود ســـــــودم مَن جَرَّبَ المجرَّب حَلَّت به الندامــه
پرسیدم از طبیبی احوال دوست، گفتا فی بعدها عذابٌ فی قُربها السلامـه
گفتم ملامت آید، گر گرد دوست گردم واللهِ ما رأینا حُبّاً بلا مَلامـــــــــــــــه
حافظ چو طالب آمد،جامی به جان شیرین
حتّــــــــــی یذوقَ منه کأساً من الکرامه
خانم توکل کرمان (tawakkul karman) برنده مسلمان صلح نوبل از كشور يمن از اعضای حزبی است که شاخه ای از اخوان المسلمین به حساب می آید.

بخشندهی مهربان! اعلیحضرت، خانوادهی پادشاهی، عالیجنابان، کمیتهی محترم صلح نوبل، بهار عربی و جوانان انقلاب در عرصهی آزادی بیان و تغییر و هم چنین مردم در گوشه و کنار جهان، سلام بر شما. سلام مرا از میز خطابهی صلح نوبل پذیرا باشید.
خوشحالم که این افتخار نصیب من شده است تا در کنار همکارانام ؛ «خانم الن جانسون و لیما گبووی» در عرصهی مبارزه برای صلح، با شما سخن بگویم. با دریافت این جایزه معتبر جهانی که معنایی اخلاقی و انسانی با خود دارد، وظیفهای سنگینتر بر دوشهای ما گذاشته شده تا به صلح و آرامش جهانی دست یابیم.
سپاس به خاطر این جایزه که به نظرم افتخاری است فردی برای من، برای سرزمینام یمن، برای همهی زنان عرب، برای همهی زنان جهان و برای همهی آنانی که دل در گرو آزادی، صلح و حقوق بشر دارند. این جایزه را از طرف خودم، بهار عربی و جوانان انقلابی عرب که این روزها برای دستیابی به آزادی دست به مبارزهای آرام و بدون خشونت زدهاند، دریافت میکنم. جوانانی که علیه دیکتاتوری و تمامیتخواهی و فساد مبارزه میکنند تا حقانیت و انسانیت را جایگزین آن کنند.
این جایزه شاهد این مدعا است که سرانجام خشونت و جنگ به پایان میرسند که بار کج به مقصد نمیرسد. خشونت و جنگ برآمدی مگر خرابی و یأس ندارد.
هماره بر این نظر بودهام که مبارزه علیه ظلم و خشونت بدون توسل به چنین ابزاری امکان پذیر است. هماره بر این باور بودهام که تمدن امروزین بشر حاصل تلاشهای مداوم زنان و مردان جهان بوده است. آن هنگام که با زنان بدرفتاری میشود و حقوقشان پایمال میگردد، بیتردید ناتوانیاجتماعی و نارساییهای فرهنگی چون قارچ رشد میکنند و به این ترتیب جامعهی زنان و مردان با هم آسیب میبینند. راه حل مشکل زنان تنها در چارچوب جامعهای آزاد و دموکراتیک یافت میشود که در آن انرژی انسانی زنان و مردان را با هم آزاد میگذارد تا در کنار هم راه حلی مناسب بیابند. تمدن امروز که موسوم شده به تمدن انسانی را نمیتوان تنها به زنان یا مردان نسبت داد که برآمد تلاش توأمان آنها است.
خانمها و آقایان، از سال 1901 که جایزهی صلح نوبل بنیان گذارده شده، میلیونها انسان بیگناه در جنگ به هلاکت رسیدهاند که میشد چنین پیشامدی روی ندهد. با ذکاوت و منش درست انسان میشد از مرگ این همه انسان، آن هم در جنگ جلوگیری کرد. کشورهای عربی هم در بروز این جنگهای تراژیک و مرگها سهم خود را دارند، اگرچه سرزمینشان پیامبرخیز بوده و خاک پیامبران است و به گونهای الهی. کتابهای مقدس تورات، انجیل و قرآن از همین سرزمینها سر بر آوردند تا پیامهای روحانی و الهی را به بشر برسانند. تورات با این پیام که: «ای انسان حق نداری در حد مرگ کسی را کتک بزنی» و انجیل با این پیام که: «خوشبختان کسانیاند که صلح میآفرینند». و سرانجام پیام پایانی در قرآن که میگوید: «باورمندان، به دنبال صلح باشید و همگی در پی هماهنگی». همچنین اخطار این که «کسی که دیگری را میکشد بی آن که ارتباطی به خونبها یا مجازات جرمی باشد، در انظار مردم کسی است که انسانیت را کشته است».
خانمها و آقایان، احساس وظیفه انسانی برای آفرینش زندگی آبرومندانه و اجرای آنچه که حیات و هستی را با ارزش میکند، هماره قویتر از خواست کشتار و قتل بوده است.
زمانی که توکل کرمان در زندان بود مردم برای آزادیاش تظاهرات کردند
جهانی شدن برآمد تلاش انسانی است. این دنیای مدرن، جهانی است نو و مثبت با چشماندازی روشن در آینده برای انسانها و پروژهی جهانی شدن که ارزشهایی چون آزادی، حقیقت، عدالت و همکاری همگانی را تقویت میکند. این دنیای نو جهانی است که در آن همهی رابطهها، شرایط و قوانین در جهت محدود کردن مناسبات غیرانسانی و بردهوار برنامهریزی میشوند. این روند شامل روند جهانی شدن است بدون ظلم، بیعدالتی، تبعیض و دیکتاتوری و جهانی است سرشار از همکاری و همگامی، گفتمان و همزیستی و پذیرش و احترام دیگران. این روند باز هم شامل جهانی شدنی است که استفاده از قدرت علیه مردم، گروههای دینی، قومی و ملتهای دیگر با این بینش که آزادی و ارزشهای والای انسانی را از آنها بربایند، برای همیشه رخت برخواهد بست.
«آرزوهای زیاد و نشدنی دارم؟»
در کرانههای نه چندان دور جهانی نو را شاهد هستم و جهانی شدن درخشان و رو به رشد. در هر حال من شاهد پایان دورانیام که سزاوار سرزنش بوده و ملال انگیز نیز. دورانی که هم مردم و هم ملیتهای گوناگون در آن زخمهای شدید، تراژدی، خرابی و فاجعههای زیادی را تحمل کردهاند. من به طور مشخص در چشمانداز نه چندان دور، آغاز انسانیت، پیشرفت و دوران سخاوتمندانهای را میبینم که سرشار است از عشق، محبت و برادری.
خانمها و آقایان
صلح در داخل مرزهای یک کشور به هیچ وجه کم ارزشتر یا کم اهمیتتر از صلح بین ملت های گوناگون نیست. جنگ فقط زمانی که بین دو دولت رخ میدهد معنا پیدا نمیکند. نوع دیگری از جنگ هم پیدا میشود که تلختر و دهشتناکتر از جنگ بین دولتها هست. این جنگ توسط رهبران دیکتاتور و مستبدی که مردم خود را به بند کشیده و ظلم بر آنها روا میدارند، در جامعه جاری میشود. این همان جنگی است که توسط دیکتاتورها در سراسر جهان علیه مردم خودشان اجرا شده و در گامهای ابتدایی هم چنان اغوا کننده بودهاند که مردم جان و مالشان را برای رهبران دیروز آزادیخواه و امروز مستبد به گرو میگذاشتند. اما اکنون که آن ایمان و اطمینان از کف رفته، مردم جان به لب آمده به میدان میآیند و برای احقاق حق خویش جان میسپارند چرا که نیروهای وفادار به استبداد، مردمی را نشانه میروند که خواهان برابری، برادری، عدالت و آزادیاند. چنین جنگی است که مردم عرب در برابر آن قرار گرفتهاند.
مطمئن باشید، هماکنون که من با شما سخن میگویم، زنان و مردان جوان عرب در خیابانهای شهرهای کشورهای عربی برای دستیابی به آزادی و ارزشهای انسانی دست به تظاهرات زدهاند و خواهان رهایی از رهبران دیکتاتور خود میباشند. آنها این راه شرافتمند را انتخاب کردهاند بی آن که دست به سلاح ببرند. این راه با نیروی دستیابی به آزادی و ارزشهای انسانی طی خواهد شد بدون هرگونه خشونتی از سوی مردم. آنها از مسیری تاریک به سوی شعلههای درخشان نور میروند که مظهر همهی زیباییهای انسانی است. آنها زندگیشان را برای رسیدن به آزادی که بهترین هدیه انسانی است در تظاهرات علیه دیکتاتوری از دست میدهند. آنها علیه زشتترین شکل خودبزرگ بینی و غرور، بیعدالتی و کسانی که برای حفظ قدرت و مکنت از هیچ کاری فروگذار نیستند، دست به کنش اجتماعی زدهاند.
خانمها و آقایان،
صلح در معنای عمومی خود، تنها توقف جنگ نیست که جلوگیری از ظلم و بی عدالتی بخشی از تعریف صلح است. در منطقههای عربی جنگی دهشتناک و وحشتانگیز بین دولتها و مردم برقرار است. وجدان بیدار و انسانی نمیتواند تنها بنشیند و شاهد باشد که جوانان نوشکفتهی عرب توسط ماشینهای مرگی که از سوی دیکتاتورها به سوی آنها شلیک میشود، به هلاکت برسند. روح جایزهی صلح نوبل، روح صلح است که امروز ما با حمایت از جوانان عرب که تشنهی دموکراسی، عدالت و آزادیاند، ممکن میسازیم. اگر امروز وجدانهای پاک جهان از این روح صلحجویانه حمایت کند که جایزهی صلح نوبل هم بر اساس آن پایهگذاری شده، سندی خواهد بود در برابر دیکتاتورها و تمامیتخواهان جهان که مبارزهی بدون خشونت و صلحجویانه ما پُرتوانتر از ظلم و جور قدرتمند و ماشین جنگی آنها است.
خانمها و آقایان،
انگیزه، نیروی پیشبرنده و هدف بهار عربی که موسوم شده به انقلاب بهار عربی در تونس، مصر، لیبی، یمن و سوریه و جنبشهای رهایی بخشی که در سایر کشورهای عربی مثل الجزایر، مراکش، بحرین و سودان در مسیر انقلاب و در برابر چشمان میلیاردها انسان در سراسر جهان در حرکتاند، سرانجام به پیروزی خواهد رسید و دفتر ظلم در منطقه را برای همیشه خواهد بست. این مهم ممکن نیست مگر با حمایت وجدانهای بیدار و هشیار جهانیان. مردم عرب از خوابی عمیق بیدار شدهاند و دریافتهاند که سهم آنها از دموکراسی، آزادی و کرامت انسانی چقدر کم بوده است. به همین خاطر هم دست به شورش زدهاند. این تجربه از زاویههای زیادی شباهت دارد به آنچه که در کشورهای اروپای شرقی آن هم پس از فروپاشی شوروی رخ داد. تولد دموکراسی در اروپای شرقی به سادگی به دست نیامد که زایمانی سخت در راه بود. پیروزی زمانی به دست آمد که مبارزهی مردم علیه سیستمهای جاری در جامعه سرانجام با موفقیت به سر آمد. به همین ترتیب هم مردم به جهان عرب و ظهور جهانی نو در روزهای آینده مینگرند. جهانی که مستبدها و قدرتمداران در مقابل آن ایستادگی میکنند و در تلاشاند تا آن را سرکوب کنند. اما ظهور چنین جهانی در آیندهای نزدیک اجتناب ناپذیر است.
مردم عرب که امروز به شیوهای متمدنانه و صلحجویانه دست به شورش علیه مستبدها زدهاند، سالهای زیادی تحت ظلم بودهاند و انقیاد زورمداران. قدرتمدارانی که همهچیز را برای خود میخواستند و برای رسیدن به آن از هیچ گونه ظلم و تعدی و زوری فروگذاری نمیکردند. آنها حتی ذرهای آزادی و مال و مکنت را از مردمی فقیر و بیچیز دریغ میکردند تا بساط فساد و ظلمشان برقرار باشد و کیسهی بی انتهایشان پُر. آنها برای ربودن آزادی مردم و حق طبیعیشان برای داشتن یک زندگی عادی پا را از گلیم خود درازتر کرده بودند. آنها راه ربودن حق مردم در شرکتشان برای ادارهی امور جامعه، را از حد به سر برده بودند. این رژیمها به طور کلی و کامل مردم را نه تنها از ادارهی امور جامعه کنار گذاشته بودند که گویا هستی و وجودشان نیز انکار میشد. این انکار به این خاطر بوده است که نه تنها قدرتمداران امروز که فرزندانشان نیز میبایست بتوانند بر مردم فرمان برانند و ادارهی زندگیشان را در اختیار خویش داشته و آنچه مال و منال است نیز در خدمت آنها و خانوادههاشان باشد. اجازه دهید بگویم که مردم تحت انقیاد ما به این خاطر دست به شورش زدند که به دنیا نشان دهند که جهانی نوین در راه است. جهانی که در آن خواستهای انسانی مردمی که سالیان زیادی تحت فشار و زور بودهاند به پایان رسیده و به زودی عدالت و آزادی به پیروزی خواهد رسید. مردم عرب به این تصمیم رسیدهاند که خود را از زور و جور رها کنند و پا جای پای جهان متمدن و مردم آزاد بگذارند.
پیام همهی ایدئولوژیها، باورهای آیینی، قوانین و رسومی که به تدریج در میدان زندگی انسانها ظهور یافتهاند و همهی پیامهای دینی و الهی، بدون استثنا این پیام را در خود دارند که هر کس که تحت ظلم و جور و زور هست را چه به صورت جمعی و چه انفرادی باید کمک نمود و از حقوقشان دفاع کرد. دفاع از یک فرد ظلم دیده تنها حمایت از یک فرد نیست که بیعدالتی علیه یک فرد را باید بیعدالتی علیه جامعهی انسانی و انسانیت به حساب آورد و در برابر آن مقاومت و ایستادگی کرد.
خانمها و آقایان،
آنچه «مارتین لوترکینگ» روزی «هنر زندگی کردن در هماهنگی و توازن» نامید، مهمترین هنری است که امروز ما باید آویزه گوشمان کنیم. برای شرکت کردن در این هنر انسانی، شرط بلامنازع آن، این است که دولتهای عربی با مردم خود از در آشتی درآیند و اجازه دهند تا مردم در تعیین سرنوشت خویش دخیل باشند. این موضوع تنها یک نگرانی داخلی نیست که نگرانی بینالمللی است که در ارتباط هست با مشترکات انسانی در سراسر جهان. دیکتاتوری که دست به کشتار مردم خود میزند، فقط خود را در برابر حقوق، ارزشها و امنیت مردم خود مقصر و گناهکار نمیکند که به این ترتیب ناقض ارزشهای انسانی، پیمانهای بینالمللی، قراردادها و کنوانسیونهای جهانی و تعهدهای بینالمللی خویش در برابر جامعهی جهانی بودهاست. چنین مناسباتی در واقع تهدیدی است علیه صلح جهانی.
ملتهای زیادی و هم چنین مردم عرب در رنج و عذاب بودهاند اگرچه جنگ وجود نداشته. این رنج به این خاطر در زندگی مردم جاری بوده که از صلح هم خبری نبوده. صلحی که این مردم با آن زندگی میکردند، در واقع صلحی قلابی و دروغین بوده است و “گور صلح”. صلحی که مستبدها را مجهز به انواع ابزار جور و ستم کرده و مردم را در معرض هرگونه بی حقوقی. صلحی که فساد را برای زورمندان آزاد و نابود کردن امید مردم برای آینده را نیز به گور بسپارد. امروز مردم جهان باید در کنار مردم ما که با اعتراضات آرام و بدون خشونت خود در برابر دیکتاتورها ایستادهاند، دست به اعتراض بزنند تا تلاش آنها برای دستیابی به آزادی، کرامت انسانی و دموکراسی به نتیجه برسد. امروز مردم عرب تصمیم گرفتهاند دست از سکوت و خاموشی بردارند و زندگی شرافتمندانهای که خلیفهی راشد عمر بن خطاب گفته است را اجرا کنند: « چرا شما زورمداران، مردم را به بردگی بکشانید، در حالی که آنها انسانهایی آزاده از بطن مادر متولد شدهاند.» (متى استعبدتم الناس وقد ولدتهم أمهاتهم أحراراً)
ادامه مطلب
اصله – برای انواع درخت و چوب و الوار
باب – برای مستغلات مثل خانه، دکان، مدرسه
بار – برای کالاهایی که به مقدار معینی بسته بندی شدهاند مثل نمک و هیزم
برگ – برای انواع کاغذهای جلد نشده
بند – برای یک دسته کاغذ یا مقوا، سبزیجات، علف
تخته – برای قالی و قالیچه و پتو
ثوپ– برای پارچههای بسته بندی شده
تیر - برای فشنگ
جام – برای شیشه و آئینه
جفت – برای وسایلی که دوتایی استفاده میشود مثل کفش و جوراب و دستکش
جلد – انواع کتاب و دفتر، پوست حیوانات
جین – برای قرقره، دگمه که مقدارش 6 است
حلقه – برای اشیاء مدور مثل لاستیک، فیلم، چاه، انگشتر
دانه – برای گردو و سایر اشیاء قابل شمارش
دست - برای اشیایی که تعداد معینی دارند مثل مبل، فنجان، بشقاب، قاشق (معمولأ 6 تایی)
دستگاه – برای انواع ماشین آلات، رادیو، دوربین، یخچال، اتومبیل
دسته – برای گل و گیاه
دوجین – دو تا جین که مقدارش 12 است
رأس – جانوران اهلی مثل گوسفند و گاو و حیوانات حلال گوشت مثل بز کوهی و غزال و قوچ و...
رشته – برای هر چیز نوار مانند مثل کمربند، طناب و قنات
سکه – برای انواع پول خرد، پول مسکوک (سکه شده) مثل سکهی طلا و نقره
شعله – برای اشیاء نورانی مثل لامپ و شمع و لوستر و فانوس و چراغ
شیشه – برای مایعات
طاقه – برای شال و شال گردن و پرده و ملافه
طغری – برای نامه، پاکت
عدل – برای کالاهای سنگین تجارتی مثل پارچه، پنبه، اسفنج، پوشال
عراده – برای انواع اسحه سنگین مثل توپ و تانک
فروند – برای کشتی، هواپیما، بالگرد
قبضه – برای انواع اسلحه (سرد و گرم) از چاقو تا مسلسل
قراصه یا قراسه – برای یک دسته اشیایی که میشود به شکل نواری بسته بندیشان کرد (مقدارش هم 144 است) مثل یک دسته بند کفش، سوزن، باطری، میخ، پیچ
قطره – برای قطرات مایع مثل اشک، خون، جوهر، آب
قطعه – برای عکس، زمین، باغ، چک
قلاده - برای سگسانان و گربه سانان (از جمله ببر و پلنگ و سگ و گربه)
گله – برای دستههای مختلف جانوران اهلی و وحشی
لوله – برای اشیاء استوانهای شکل مثل رژ لب، لولهی آب، خمیر دندان، پماد
نخ – برای سیگار
نسخه – برای مطبوعات مثل روزنامه و مجله، احکام قضایی، مدارک پزشکی
نفر- برای انسان و شتر
در روستای مولان آباد از توابع شهرستان سقز در استان کردستان، قرآن نفیسی نگه داری می شود که مشهور به امّ القرآن است و مردم از دور و نزدیک به زیارتش می روند. این نسخه خطی قرآن شامل متن کامل قرآن کریم، ترجمه آن به زبان فارسی و تفسیر بسیاری از آیات شریفه قرآن است. مفسر آن شیخ حسن، مشهور به شیخ حسن مولان آباد از علما و زهّاد بزرگ این ناحیه در دوره افشار یعنی سیصدو پنجاه سال قبل است.
این قرآن بسیار نفیس از جنس کاغذ و در ابعاد ۳۰ + ۴۵ سانتی متر و قطر ۱۵ سانتی متر، حدود ۱۷۰۰ صفحه با وزن ۱۵ کیلو گرم کتابت شده است. شیخ حسن در حاشیه ابیاتی به زبان کردی ( گویش اورامی= هورامی) نیز دارد. این نیز از آن بابت است که معمولا در هر منطقه ای آدابی و ترتیبی نسل به نسل ادامه می یافته، مانند آورد دعاها و اشعار و استفاده از برخی دیگر از زبانها و گویشها غیر فارسی. نوع خطی که در نگارش آیات به کار رفته، نسخ است و در نوشتن از مرکب سیاه و سرخ استفاده شده و دارای تذهیب نیز می باشد.
گفتنی است در توضیح و تفسیر آیات، مؤلف تکیه وتوجه زیادی به توضیح اصول و قواعد تجوید داشته است. در باره شیخ حسن گفتنی است که وی از علما و عرفای بزرگ و مشهور کردستان و اعلی جدّ مشایخ مولان آباد بوده است. مولان آباد از قراء بخش خورخوره سقز است در شمال شرقی شهر سنندج. شیخ برای این کار کاتبی به نام یحیی در اختیار داشته است و ظاهرا کتابت آن ده سال به طول انجامیده و بعد نیز شیخ آن را برای تأیید مسائل مربوط به تجوید قرآن به مصر و سوریه نزد علمای آنجا برده است. خود شیخ نیز در الازهر مصر درس خوانده بوده است. چنانکه گفته شده شیخ حسن در حاشیه کتاب به زبان هورامی (اورامی) – که از گویشهای مهم و دیرین کردی است – اشعاری آورده است و معمولا شعر را با واژه «ویم» شروع می کند که در اورامی به معنای «خودم» است.
شیخ حسن در 1073 هجری قمری دیده به جهان گشوده و پس از سالها کسب علوم دینی و عمر پر برکت در سال 1136 هجری قمری در سن 63 سالگی به دیار باقی شتافت. گویا شیخ حسن بسیار متقی و زاهد بوده و اغلب اوقات را به تدریس و مطالعه و عبادت گذرانده و در ریاضت و تحمل گرسنگی تحمل کم نظیری داشته است. نادر افشار در یکی از اردوکشی هایش در رابطه با عثمانیها به غرب ایران، وقتی آوازه زهد شیخ حسن را می شنود به مولاناباد می رود و شیخ او را نصیحت می کند. وی نیز هدایایی از جمله سفره ای چرمی به شیخ می دهد.
بر روی مدفن شیخ در همان قریه، بقعه و گنبدی بنا شده است. شیخ طبع شعر نیز داشته است متأسفانه غیر از اشعار اورامی وی در حواشی قرآن، فقط یکی دو بند از یک ترکیب بند به دستمان رسیده آن هم به علت بی سوادی ناسخ مملو از غلط است.
در تابستان ۱۳۸۴به همراه دوست هنرمندم آقای شمال مرتضایی - که هر کجا هست خدایا بسلامت دارش - طی سفری دو روزه به مولان آباد از همه صفحات قرآن یاد شده عکس تهیه کردیم. به این امید که با بررسی بیشتر و کار علمی ، این کار عظیم را آماده طبع و انتشار سازیم و گوشه ای از فرهنگ این بخش از سرزمین مان برای اهل علم و تحقیق آشکار شود، که جا دارد از همکاری مشایخ معزز مولان آباد سپاسگزاری کنم . اما متأسفانه هنوز ساز و کار انتشار این اثر بزرگ که عبارت باشد از حمایت مادی و معنوی دانشگاه ها و مسؤولان محلی، مهیا نشده است.
شیخ حسن علاوه بر این قرآن، دارای آثار دیگری از جمله کشکول و رساله هایی است که پراکنده می باشند.
بعضی از دیگر ویژگیهای کتاب آرایی قرآن مولاناباد:
1- علاوه بر قرآن، متن وقف نامه ای هم همراه آن است که با خط سرخ (شنگرف) دارای جدول و کمند است که مطالب و اطلاعات لازم را این بار به عربی نوشته است؛ به خط زیبای نسخ.
2- متن قرآن به طور کامل به فارسی ترجمه شده است و عبارات فارسی ذیل آیات آمده است. اما توضیحات و تفسیرهای شیخ و بیان نکات قرآن در حاشیه های بالا و کناری وپایین صفحات از جهت راست به چپ آمده است.
3- با توجه به اینکه سبک خوشنویسی قرآنی در آن زمان در ایران تحت تأثیر مکتب استاد احمد نیریزی بوده است خط مزبور تحت تأثیر مکاتب خوشنویسی کشورهای عربی است که البته با توجه به شرایط جغرافیایی کردستان قابل درک و توجیه است.
4- نوع کاغذی که به کار رفته کاغذ آهارداده و مهرزده شده است.
جلد قرآن از جنس پوست است که به احتمال زیاد از جای دیگری آورده شده است زیرا صنعت مزبور نمی تواند کار آن روستا باشد.
تــــا بر کمر آن زلف چلیپـــــای تو پیوست عاشق خم زنار اطاعت به کمــــــــــر بست
تاب سر زلفین تو دامی است که هرکس در حلقه آن بند شد آنجا ز خطــــــــــر رست
تیر مژه ات جان کسی را چو هدف ساخت پیش از زدن از شوق تو از روزن تن جست
تیــــــــــمار کن این دلشده بیمار غمت را زآبی که خضر گر بچشد مست شود مست
تربتــــــــــگه من ساز قدمگاه پس از مرگ کاحیا شده، در دامــــــن لطف تو زنم دست
تشبیه تا حور و پری سخت محـــال است کز جان به جهان گر نگری فرق جلی هست
تا گشت زمن از فر رخســــــــــــار تو تابان بازار مه چــــــــــــــــرخ برین برزده، بشکست
هر شخص در طول حیات باید سه چیز از خود به جای بگذارد:
۱- کتابی تألیف کند ۲- درختی بکارد ۳- فرزندی به وجود آورد.
کتاب برای اینکه علم و معرفت در دنیا باقی بماند.
درخت برای اینکه زندگی جریان داشته باشد.
و فرزند برای اینکه بشریت پابرجا بماند.
|
هر جا که باشی و در هر حال که باشی جهد کن تا محب باشی و عاشق باشی. و چون محبت ملک تو شد، همیشه محب باشی در گور و در حشر و در بهشت، الی مالانهایه. چون تو گندم کاشتی، قطعاٌ گندم روید و در انبار همان گندم باشد و در تنور همان گندم باشد.
مجنون خواست که پیش لیلی نامه نویسد. قلم در دست گرفت و این بیت گفت:
خَیالکَ فِی عَینی وَ اِسمُکَ فی فَمِی؛ وَ ذِکرُکَ فی قَلبی، اِلی اَینَ اکتُبُ؟!
خیال تو مقیم چشم است
و نام تو از زبان خالی نیست
و ذکر تو در صمیم دل جای دارد؛
پس نامه پیش کی نویسم؟
چون تو در این محلها می گردی، قلم بشکست و کاغذ بدرید. |
والنسر لایرضی السجون و إن تکن ذهباً، فکیف من محاسن طین؟!
والأرض للحشرات تزحـــــــف فوقها والجوّ للبازی و للشاهیـــــــــــــن
